بچه درس خون
قالب های وبلاگ آمادهدایرکتوری وبلاگ های ایرانیانپارسی بلاگپرشین یاهو
هرکس دانش را برای غیر خدا فرا گیرد یا با آن غیر خدا را اراده کند، جایگاهش را در آتش تدارک کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
نویسنده : بی بی:: 1/4/1387:: 10:28 صبح

سلام علیکم


توی 4تا پست خیلی گذشته به دلایل توجیحی اشتباهات بچه درس خون پرداختیم ( اوه اوه ! )


حالا بچه درس خون دوباره می خواد با یک اراده ی قوی تر از گذشته ، دوباره بچه درس خون بشه ( واسم دست بزنید . هورا ! )


خوب حالا چی کار کنیم به نظر شما ؟!


آهان !


خوب وقتی یک بچه درس خون حرفه ای بودم یاد گرفتم که اگه بخوام هر روز رو به مطالعه ی یک درس بپردازم یا یک کتاب رو مرور کنم و بعد سراغ بعدی برم خیلی زود اراده ضعیف و درس خوندن خسته کننده میشه . پس کاری که من باید بکنم اینه که یک برنامه ریزی قشنگ داشته باشم  که به همه ی درس ها برسم و البته کارهایی که دوست دارم رو هم انجام بدم .


به یک نکته ی دیگه هم رسیدم . اینکه هر وقت خدا و نماز و قرآن و ورزش و تفریح از برنامه ریزیم حذف شد یک بازنده ی تمام عیار شدم .


من توی راه علم و دانش یک هدف بزرگ واسه خودم دارم و می خوام هدف بزرگم رو خورد خورد کنم تا به هدف ها و پاداش های اسکینر برسم .


می خوام یک دانشمند و عالم بزرگ و خبره بشم ( مسخره نکن دیگه ! آرزو بر جوانان عیب نیست )


می خوام توی دانشگاه همیشه اول باشم .


می خوام توی کنکور نفر اول بشم.


می خوام کتاب های درسی رو اینقدر خوب بخونم که حتی وقتی هم سن مامان و بابام شدم همه ی مطالب دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی توی ذهنم مونده باشه .


می خوام آزمون هایی که توی هر ماه از خودم می گیرم خیلی خوب بدم .


می خوام برنامه ای که این هفته برای خودم در نظر دارم مو به مو و با اراده ی قوی اجرا کنم.


می خوام امروز از دیروز بهتر باشم . هم ساعت مطالعاتی بیشتری داشته باشم و هم درک مطالبم بالاتر و حواس پرتی کمتر داشته باشم .


می خوام هیچ ساعت و ثانیه ای رو از دست ندم .


خوب !


راستی من توی مطالعات و همه ی کارهامو از جعبه ی جادویی G5 استفاده می کنم . پیشنهاد می کنم شما هم امتحان کنید . ( به نظر شما آقای ملکی طراح و صاحب محصولات G5 چقدربابت تبلیغات بهم بده خوبه ؟ )


تا پست بعدی ...


یا حق



نویسنده : بی بی:: 31/3/1387:: 9:15 عصر

...


سوال چهارم رو خودتون تنهایی جواب بدید !


سوال چهارمی که باید از خودتون بپرسید اینه که :


تلخ ترین لحظات زندگیتون چیه و چه درسی از این لحظات گرفتید ؟


خوب حتما با خودتون میگید این دیگه چه سوالیه ؟! چرا باید درد و ناراحتی و تلخی ها رو به خاطر بیارم و بنویسم و نهایتاَ خودمو ناراحت و افسرده کنم ؟!


اشتباه می کنید ...


اگه یه کمی بیشتر فکر کنید دلیلش رو می فهمید .


انسان ها با 3 چیز رشد می کنند : 1- غم 2- رنج 3- مشکلات


همه ی آدمای بزرگ موفقیت های خودشون رو حاصل شکست هاشون می دونند.


اگه مشکلات و تلخی های زندگی رو روی کاغذ بیارید و بعد یکی دو بار بخونید و بعد از اون تجربه و درسی که از این تلخی ها و مشکلات گرفتید رو با یک رنگ قرمز زیرش بنویسید متوجه می شید که همون مشکلات و تلخی ها امروز دنیایی انرژی به شما داده .


کمی فکر کنید ... و بعد ... امتحان کنید ...


یا حق




نویسنده : بی بی:: 30/3/1387:: 10:13 صبح

سوال سوم ...


چه کار هایی به من آرامش میده ؟



  1. صدای اذان ( نه هر اذانی )

  2. صوت قرآن ( نه هر صوتی )

  3. اماکن مذهبی

  4. مزار شهدا ؛ مخصوصا شهدای گمنام

  5. وقتی با خدا خلوت می کنم و درد دلم رو میگم

  6. یک نماز واقعی ! روزایی که نمازم رو سر وقت و با حس و حال می خونم ( التماس ریا ) یک آرامش خاص و بی نظیری دارم . به کارهای روزانه هم نظم قشنگی می بخشه

  7. یک دعای کمیل با حال توی یک مسجد زیبا و صمیمی

  8. روشن کردن فضای خونه با شمع های سفید توی یک شب تاریک

  9. بوی گل یاس ? مریم و نرگس شهلا بهم آرامش میده . مخصوصا اگه فضای خونه رو پر کرده باشه.

  10. طبیعت ( زباله نریخته باشند ! سر و صدا هم نباشه ! ) طلوع و غروب خورشید یک ساحل دریای آروم و ساکت ، آسمون شب کویر ، یک دشت پر از گل

  11. موسیقی طبیعت ( اگه قراره با یک موسیقی آرامش پیدا کنم ترجیحا صدای طبیعت رو انتخاب می کنم. ) صدای دریا و پرنده های دریایی ، صدای حیوانات ، صدای بادی که لا به لای درختان پاییزی بازی می کنه و ...

  12. تمیز و مرتب و زیبا بودن خودم و محیط اطرافم

  13. داشتن پوست و مو سالم و زیبا

  14. ورزش و رسیدن به تناسب اندام مطلوب

  15. پوشیدن لباس های ساده ، تمیز، کمی فانتزی و بیشتر رنگ های شاد ( البته بهم بیاد )

  16. رضایت همسرم از من و زندگیش ( یعنی میشه ؟! )

  17. یک آغوش گرم و محبت آمیز ( اول همسر دوم فرزند)

  18. همه دوسم داشته باشند ( من که به همه محبت می کنم فقط نمی دونم چرا تعداد افرادی که دوسم دارند اینقدر محدوده !؟! گاهی احساس می کنم هیچ کسی توی این دنیای خاکی وجود نداره که منو دوست داشته باشه ! ( خوب حتما بلد نیستم چطوری محبت کنم دیگه ! )

  19. اعتماد اطرافیانم ؛ مخصوصا عزیزانم

  20. آزادی ( بهم دستور ندهند و زور نگویند  و اجازه بدهند خودم تصمیم بگیرم )

ادامه دارد ...



نویسنده : بی بی:: 29/3/1387:: 11:41 صبح

...


سوال اول توی پست قبلی رو جواب دادید ؟


حالا نوبت به سوال دوم می رسه که شاید کمی طولانی تر باشه .


سوال دوم ...


چه کار ها و چه چیز هایی باعث میشه من خوشحال باشم  ؟ ( چه مادی چه معنوی همه رو بنویسید )



  1. رضایت خداوند ( چقدر بد بودم ! کاش از من راضی بشه )

  2. دیدن روی حجت خدا ( شاید لحظه دیدار جان دهم )

  3. دیدن روی مادرم فاطمه ی زهرا (س) حضرت زینب (س) حضرت رقیه (س) حضرت معصومه (ص) ( شاید لحظه دیدار جان دهم )

  4. شادی و لبخند و رضایت پدر و مادرم ( وقتی بابا یا مامان یا هر کسی دیگه ای که دوسش دارم رو افسرده و کسل می بینم انگار دنیا پیش چشمم سیاه و تار شده )

  5. پی بردن به ایمان یک مومن یا اینکه ببینم یکی از بنده های خدا به راه راست هدایت شده و از اعمال گذشته توبه کرده و از معصیت دوری می کنه

  6. دیدن حجاب یک جوان

  7. اینکه بتونم روی لب یک بیمار یک یتیم یا یک تهی دست گل لبخند بنشونم مثلا با بچه هاشون بازی کنم و بخندونمشون یا دردشون رو دوا کنم ( همیشه دوست داشتم توی یک یتیم خونه به عنوان پزشک کار کنم و گاهی هم با بچه ها بازی کنم و براشون قصه بخونم )

  8. مرگ جهانخوارها و ظالمان ( آخ اگه بزارن خودم خفه شون کنم که دیگه نور آلا نور )

  9. اگه آقا امام زمان ( عج ) من رو قبول کنه ... ( یعنی میشه من رو جزء یارانش بپذیره ؟! )

  10. امام خمینی ( ره ) به خوابم بیاد تا از ایشون معذرت خواهی کنم ( هیچی نپرس !)

  11. همه ی اونایی که بهشون بدی کردم منو ببخشند

  12. موفقیت عزیزانم ( آخ چه ذوقی می کنم اونوقت )

  13. اینکه یکی به خاطر حجابم تشویقم کنه یا اینکه از حجاب من خوشش بیاد و به خاطر همین باهام مهربون باشه . (آخه الان که رسم شده یا متلک میندازن یا حرفایی پشت سر آدم در میارن که آدم زبونش بند میاد که واقعا به این آدما چی باید گفت ؟!) یادمه یه روز که داشتم می رفتم حرم امام رضا (ع) یکی از خانم های خادم حرم که مسئول امنیت هستند وقتی دید من یک جوان 18?19 ساله هستم و بر خلاف جوونای با کلاس امروزی ( خیال باطل ) چنین پوشش و حجابی رو پذیرفتم ( التماس ریا ) کلی خوشحال شد و با یک لحن خیلی مهربون به من خوش آمد گفت ( اینقده ذوق کردم )

  14. همیشه دوست داشتم قرآن رو با معنی حفظ کنم ولی هنوز که نتونستم یعنی راستش زیاد دنبالش نرفتم هر وقت دنبالش رفتم چیزای دیگه جلو اومدن که مجبور شدم این کار رو کنار بزارم

  15. حفظ احادیث ائمه و پیامبر ( هم عربی هم فارسی )

  16. وقتی که شروع می کنم به مطالعه ی یک کتاب دوست داشتنی با تموم شدنش وقتی احساس می کنم چیزای جدیدی یاد گرفتم خوشحال میشم

  17. تحقیق کردن در مورد یک موضوع مهم و دوست داشتنی

  18. نمره ی 20

  19. یاد گرفتن یک زبان جدید

  20. هر برگه ی G5 رو که می خونم و می تونم کامل بهش جواب بدم کلی خوشحال میشم ( عجب تبلیغاتی ! چه شود !)

  21. رتبه ی اول کنکور

  22. شاگرد اول دانشگاه ( البته بعد از قبولی کنکور )

  23. دوست دارم هر روز و هر لحظه چیزای جدیدتری یاد بگیرم ( داشتن اطلاعات عمومی بالا من رو خوشحال می کنه حتی معاشرت با کسانی که از اطلاعات عمومی بالایی برخوردار هستند من رو به وجد میاره )

  24. نوشتن . مخصوصا خاطرات یا حرف های دلم ( همیشه دوست داشتم یک نویسنده بشم )

  25. تله پاتی یاد بگیرم ( کلا از مطالب و مباحث روانشناسی که مربوط به شناخت و ارتباط با دیگران هست خوشم میاد )

  26. وقتی کسی چیزی از من می پرسه که در اون رابطه اطلاعات خوبی دارم و می تونم جوابش رو بدم کلی ذوق می کنم مخصوصا اگه اون فرد بزرگتر از من باشه یا کسی باشه که من از خودم بالاتر می دونم

  27. فکر کردن در مورد خودم ? خدا و ... ( گاهی ساعت ها به فکر فرو میرم و اصلا هم خسته نمیشم )

  28. برنده شدن توی یک مسابقه که جرات شرکت کردن توی اون مسابقه رو پیدا کنم

  29. اینکه زندگیم و همین سال و همین امروزی که پیش روی من هست همونطوری پیش بره که می خوام . منظورم اینه که بتونم برنامه ای که برای امروز یا حتی همین دقیقه و ثانیه ای که مشغول نوشتن این مطلب هستم عملی کنم .

  30. تماشای فیلم های علمی و آموزشی

  31. شنا ( خیلی دوست دارم )

  32. کاشتن و مراقبت از گل و گیاه

  33. مسافرت های کوتاه که هم تفریحی باشه هم علمی اگه زیارتی هم باشه که دیگه خیلی عالیه

  34. درست کردن یک کاردستی کوچولو و خوشکل ( می تونه هر چیزی باشه یه جعبه ی کوچولو و تزیین شده ? یک شالگردن ? دوختن یک لباس ? گلدوزی یا هر چیز قشنگ دیگه )

  35. آشپزی کردن از روی عشق و لذت برای کسی که دوسش دارم

  36. تزیین کردن و زیبا کردن یک شیء ? محیط خونه و ... ( مخصوصا سفره آرایی و تزیین کردن غذا )

  37. خرید کردن ( البته گاهی اوقات هم اعصاب خورد کن میشه . مخصوصا وقتی یه چیزی می خوای که هیچ جا پیدا پیدا نمی کنی یا می خوای یه لباس بخری و هیچ لباسی مورد پسندت نیست یا وقتی می پسندی سایزت نمیشه )

  38. یک شاخه گل رز که زیاد باز نشده باشه با ساقه ی بلند و کلفت (تقریبا از نوک انگشت دست تا آرنج ) بدون هیچ تزیین اظافی  ( البته بستگی داره از دست کی بگیرم )

  39. گل یاس و مریم و مخصوصا نرگس شهلا ... ( وای ! خیلی بوی خوبی داره )

 شاید هنوزم باشه ولی من هر چی فکر کردم همینا به ذهنم رسید . پیشنهاد می کنم شما بیشتر فکر کنید شاید یک هفته یا یک ماه طول بکشه و هر روز یه بند جدید بهش اضافه بشه .


 


ادامه دارد ...



نویسنده : بی بی:: 28/3/1387:: 9:11 عصر

میگن مقدمه ی خداشناسی همیشه شناختن خود و به عبارتی خودشناسی هست .


خوب به نظر شما چطوری میشه که آدم خودشو بشناسه ؟!


خیلی از صاحب نظر ها و روانشناسان میگن میشه با طرح سوالات و پاسخ گویی به اون سوالات خودمون رو بشناسیم .


خوب سوالای زیادی میشه آدم از خودش بپرسه ولی واقعا کدوم سوالات از همه مهمتر و کلیدی تر هست .


من یه بار این سوالات رو برای خودم نوشتم و بهشون جواب دادم ولی تاثیر نداشت . از یکی پرسیدم و اون شخص محترم گفت باید یه مدت همیشه اون سوال و جواب ها جلوی چشمت باشه و وقتی می خوای واسه ی زندگیت یا حتی انتخاب رشته و یا همین امروز برنامه ریزی کنی از این جواب ها بهره ببری .


خوب فکر خوبی بود . منم دارم همین کار رو می کنم . والبته توی وبلاگ هم می خوام بزارم . شاید با خودتون بگید چرا اینجا ؟ این که دیگه خیلی شخصی میشه ؟ خوب منم جواب میدم که : دفعه ی پیش که به اون همه سوال جواب دادم بعدش احساس کردم خیلی این کار بیهوده بود! خوب من که اینا رو خودم می دونستم و خودم جواب دادم . بازم همون شخص محترم به من گفت که شاید این سوالاتی که روانشناس ها در اختیار گذاشتند همش مهم نباشه یا شاید بعضی هاش از بعضی دیگه مهمتر باشه و باید موشکافانه تر جواب می دادی . خوب منم گفتم سوالای مهمش رو برام بنویسه و یه بار خودش به اون سوالات جواب بده تا منم یاد بگیرم حالا من از خودم براتون اینجا میزارم تا شاید کسانی که اطلاعی ندارند متوجه بشند.


خوب من واسه ی جواب دادن هر کدوم از این سوال ها شاید حداقل یک روز رو صرف کردم و بیشترینش 3 روز طول کشید . ( تازه خوبه قبلا به این سوالات جواب داده بودم )


خوب ...


سوال اول ...


بزرگترین آرزوی من در زندگی چیست ؟


( خوب آدم با آرزوهاش زنده هست و باید یادمون باشه که انسان موجودی جاودانه هست و باید همواره آرزوی اصلی و بزرگ خودش رو طوری انتخاب کنه که پایان ناپذیر و جاودانه باشه و آرزو های دیگر رو در راستای رسیدن به این آرزو انتخاب کنه . )


آرزوی من :


می خوام پروانه ی بی پروا باشم .


حتما شما هم این شعر عطار رو خوندید و معنی کردید . شاید معنی کردن این شعر خیلی آسون باشه ولی اگر مفهومش رو درک کرده باشید شاید و حتما شما هم آرزوی اون پروانه ی بی پروا رو دارید  (رسیدن به مرحله ی عین الیقین و نابودی در وجود پروردگار) شایدم به جایی برسید که مثل حلاج توی خیابون فریاد بزنید   ....  انا الحق ...


آن که شد هم بی خبر هم بی اثر


از میان جمله او دارد خبر


تا نگردی بی خبر از جسم و جان


کی خبر یابی ز جانان یک زمان


 



ادامه دارد ...




لیست کل یادداشت های این وبلاگ

6633:کل بازدید
4:بازدید امروز
13:بازدید دیروز
درباره خودم
بچه درس خون
بی بی[54]
سلام . بی بی هستم. یه دختر با هزار تا آرزو . من دیپلم تجربی دارم و امسال تصمیم گرفتم دیپلم کامپیوتر هم بگیرم. راستش دنبال استعدادهام می گردم ! آخه هنوز نمی دونم چه رشته ای رو دوست دارم! ( بین خودمون باشه همه ی رشته ها رو دوست دارم ! شدم خاله ی همه کاره ) تو این وبلاگ از همه چی می نویسم . از خاطرات گرفته تا کتابایی که می خونم و چیزایی که یاد می گیرم و ...کلی بگم که هر چیزی که تو زندگیم پیش بیاد حداقل یک هزارمش اینجا هست . خلاصه اینجوریا دیگه! یا حق.
حضور و غیاب

یــــاهـو

لوگوی خودم
بچه درس خون
لوگوی دوستان

















لینک دوستان

شب و تنهایی عشق
بروبچز دبیرستان روشنگر
صادقانه با خواهرم
آواز پرجبرئیل
در هوای دوست
تکنولوژی کامپیوتر
علوم قرآنی Quranic Sciences
زیر آسمان خدا
هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
تازیانه نیچه
کوثر
ریحونه ی بهشتی ( فرزند صالح )
پرنسس کوچولو و ارزوهای شیشه ای
حزب اللهی مدرنیته
تخریبچی ...
شعروداستان وموضوعات علمی
سرزمین ...
رایانت
ایده های اخلاقی
دانستنی های پزشکی
بچه دانشجو !
..:: کافه دانشجو ::..
معبر
ENI*ثبت لینک رایگان
بهترین وبلاگ دنیا
گاه نوشتهایی درباره ی هیچ چیز و همه چیز

آوای آشنا
بایگانی
بچه کنکوری ها [8]
شما هم می تونید به عربی و انگلیسی حرف بزنید!!! [8]
چرا به دنیا اومدی ؟ چرا داری زندگی می کنی ؟ هدفت چیه ؟
دفتر خاطرات من [9]
آشنایی با اینترنت ( اینترنت را آسان یاد بگیرید) [19]
اشتراک

نام:

ایمیل: